شاه صنم جونمشاه صنم جونم، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
امیرحسین جونمامیرحسین جونم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

من با فرزندانم هستم بی انها هیچم

تاسوعا و عاشورای امسال 92

امسال از عصر تاسوعا دخترم تب کرد و استفراغ عصری بابا علی زحمت کشیدو اومد رفتیم دکتر که خدا رو شکر با ادامه داروها حال دخترم بهتر شد ولی شب تاسوعا من تب و استفراغ گرفتم شب ساعت 3 با همسری که تازه از هییت برگشته بود و باباعلی رفتیم بیمارستان بعد از تزریق یه امپول جانانه برگشتیم و بهتر شدم ولی از فرداش همه مریض شدن خواهرم سمیرا شوهرش فرداش پسرش بعد بابام اخرشم خواهرم اتیه جون و........ امسال همه مریض بودیم ولی با این حال خدا رو شکر نذر مامانم و ادا کردم ممنونم از خدا اخه مامانم خیلی رو ادا کردن نذرش حساس و وقتی به موقع انجام میده اعصابش اروم   اینم از عکسای دختر نازم موقع درست کردن شعله زرد...
13 آذر 1392

برای عشقهای زندگیم

  دختر عزیزتر از جونم شاه صنمم و پسر قندو شکرم امیرحسین قشنگم واسه جفتتون یه چیزایی خریدم که امیدوارم خوشتون بیاد البته از سفری که به ارومیه داشتم هم چیزایی خریدم واسه نورسیده عزیزم که انشالله تابستون به سلامتی به تن کنه امیدوارم هر دوتون همیشه سلامت باشین تنها ارزوی زندگیم همین نفسای زندگیم اول لباسای شاه صنمم               حالا لباسای امیرحسین جونم   اولین خرید امیر حسینم رو مامان سیما جون زحمت کشید   اخه به خاطر اینکه دستاش برکت داره   این 2 جفت پاپوش خوشگل GAPرو مامان سیما جون زحمت کشی...
13 آذر 1392

دخترم و شیطنتهاش/تاریخ تولد پسرم مشخص شد

دختر قشنگم شاه صنمم بگم ماشالله از شیطنتهات الان حدودای یکی دوماهی میشه که خیلی شیطونو شلوغ شدی فدای روی ماهت بشم بهم میگفتن بچه اروم رفته رفته شلوغتر میشه باورم نمیشد ولی الان میفهمم کارای پسرا رو میکنی هر کاری هم میکنی اون پتوی نوزادیت باید بغلت باشه حتی شبا موقع خواب و تو خوابم بغلت تازگی ها هم عادت کردی شبا حتما یه نیم ساعتی باید پشتتو بخارونیم تا شما بخوابی نقاشی میکشی چه نقاشی هایی حتما عکساشونو واست میذارم بعدا ولی هرچقدرم شیطون بشی باز عشق منی باز نفس منی من همیشه عاشقتم و اما پسر عزیزتر از جونم امیرحسین نازم شما هم خیلی شیطونتر شدی بعضی اوقات همچین فشاری به سر معدم یا مثانم میاری که تا چند ...
4 آذر 1392

برای دختر 3 ساله خودم

دختر خوشگلم ای که برای اولین بار منو مادر خواندی ای که منو به ارزوهام رسوندی ای که زندگیم بی تو هیچ ماشالا الان دیگه واسه خودت خانمی شدی والبته هرچی که بزرگتر میشی شیطونتر میشی ماشالله دبگه از اون صنم ساکت خبری نیست جیغ میزنی در حد تیم ملی وقتی ازت میپرسم داداشی رو دوست داری میگی ایه(اره)دستاشو میشورم دخترم  فدای ناز و عشوه هات بشم الهی  امیر حسین نازم وامان از شیطونی های شما جات کوچک شده مادر البته حق داری البته کم مونده دیگه بیای تو بغلم نفسم واسه 16 ابان وقت اخرین سونوگرافیم اخرین باری که از صفحه مانیتور میبینمت مامان جان چند هفته بعد از نزدیک میبینمت فیس تو فیس         ...
14 آبان 1392

هفته 33

پسر خوشگلم امیر حسین عزیزم امروز 11 ابان 33 هفتگیمون تموم شد ماشالا به شما خیلی شیطون  دیگه حتی موقع خوابم نمیتونم راحت بخوابم سنگین شدم نمیتونم تکون بخورم کمر درد شدید دارم از یه طرفم شما فقط میای سر معدم پایین نمیری منم نمیتونم بشینم الان یک هفتست که اومدیم خونه مامان سیما جون بیچاره رو خیلی اذیت میکنیم همیشه باید قدردان  زحمتای مامان سیما باشیم یادت نره پسر گلم حتی وقتی واسه خودت مردی شدی انشالله تو و خواهرت باید همیشه به یاد داشته باشین که مامان سیما به گردن هممون خیلی حق داره حتی بیشتر از من که  مامانتون هستم همیشه باید قدردان زحمتای مامان سیما جون باشید هیچوقت بی احترامی نکنین بهش هیچوقت دلشو...
14 آبان 1392

سونوگرافی 4

پسر نازم 30 شهریور رفتم پیش یه دکتر متفاوت که خیلی تعریفش میکردن وقتی شما رو دید همه جاتو دقیق بهم نشون داد و گفت که 27هفته ای هستی و وزنت 1کیلو و 200 گرم بخورمت الهی پسر نازم خیلی دوست دارم ولی دیگه پیش این دکتر نمیرم زیاد خوشم نیومد ازش همون دکتر خدم خیلی عالی خدا سلامتش کنه و اما از شیطنتای جنابعالی بگم مثل ماهی فقط از این ور به اون ور در حرکتی خیلی شیطونز میکنی اخه فعلا خوب جات بزرگ تا چند هفته دیگه جات تنگتر میشه پهلوون کوچولوی مامان  الهی فدای دوتا عشق خودم بشم شاه صنم و امیرحسین عزیزم شماها نفس من هستید شما دوتا امید من  به زندگی هستید من بدون شماها هیچم...... ...
14 آبان 1392

سونوگرافی 3

عشقم پسرم برای بار سوم که میخواستم مطمین مطمین بشم تاریخ 92/6/9 بود که همراه یکی از دوستای خانوادگیمون که اونم باردار باهم رفتیم خداروشکر دکتر به دوتاییمونم تاکید کرد که بچه هاتون سالمن ولی مال شما پسر و مال دوستم دختر من خیلی خوشحال شدم که خدارو شکر جفتتونم سالمین ......                               وزن پسرم در24 هفته و 2روز: وزن=631گرم     قد=22.5س م   ضربان قلب =140 بار در دقیقه.                                               &n...
27 مهر 1392